توکا به قلم مهتاب جهان فر
پارت سی و چهارم :
میثم با خنده سری تکان داد و از باغ خارج شد. دقیقهای بعد، داخل تراکتور آقای مسلم کنار هم نشسته بودند و به طرف جواهرده میرفتند. دو روستا با فاصلهی کمی از هم، در ییلاقات انتهاییترین شهر استان مازندران، یعنی رامسر قرار داشتند و هوا آنجا هنوز سرد بود. با این که به انتهای فروردین رسیده بودند، هنوز هم میشد آثار برف را در گوشه و کنار جاده و بالای تپهها دید.
باد سردی که به صورتش می
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

سارا
0توکا مارو عاشق خودش کرده چه برسه به ماکان